خاطرات روزهایی که گذشت
سلام دختر گلم. سلام عزیزدل مامان و بابا. ببخشید چند وقت بود نتونستم بیام واست از اتفاق هایی که برات افتاده بنویسم. آخرین خاطره مربوط میشه به 28 اسفند ماه سال 93: من و بابا دو تایی رفتیم خرید سیسمونی و کلی چیز میز واست خریدیم. از ست کالسکه گرفته تا سرویس خواب و شیشه شیر و عروسک. ولی لباس و سرویس چوبت مونده مامان دورت بگرده. عیدت مبارک عشق مامان و بابا عید امسال اول اول رفتیم خونه عمه جون چون مامان جون و باباجون رفته بودن زیارت امام رضا (ع). بعدش هم رفتیم خونه مامانی و بابایی شمال، خیلی بهمون خوش گذشت اونقدر که اصلا دلمون نمیخواست برگردیم. البته مامان همش دراز کشیده بود و تا تکون میخورد زودی باید می رف...
نویسنده :
مامان و بابا
11:27

